گناه زبان

 
اظهار فقر و ناداری
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

اظهار فقر و ناداری با زبان صورت می گیرد .
این اظهار به حسب ظاهر مخالف عقل است و از ضعف شخصیت نشات می گیرد . در حدیثی از امام سجاد (معنی الاخبار/271 ) امده است :گناهانی وجود دارد که قسم خوردن را دفع می کند و نمی گذارد سوگند خوردن تاثیر خود را بگذارد که از جمله انها اضهار فقر و نیازمندی است .

 


 
comment نظرات ()
 
 
استهزا و تمسخر
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

هر چند میان ریشه لغوی و مفهومی استهزا و تمسخر تفاوتهائی وجود دارد , قدر مشترک هر دو واژه دستاویز ملعبه و ریشخند قرار دادن اشخاص است .استهزا  تمسخر اصولا مذموم است , و این مذمومیت در خصوص پیامبران الهی , امامان معصوم و اولیا خداوند مطلقا ممنوع بوده و نادرست تلقی می شود و موجب کفر و ارتداد می شود . در قران سوره نسا/140 امده است : و به تحقیق , خدا در کتاب قران بر شما نازل کرد : هر گاه شنیدید ایات خدا موردکفر و انکار و مسخره قرار می گیرد با انان منشینید تا به سخنی غیر از ان فرو روند و در صورت تخلف شما بی گمان مانند انان خواهید بود .
خدا بی چون همگی منافقان و کافران را در دوزخ گرد اورنده است .در حدیثی از رسول خدا(جامع اسعادت298/2 ) امده است : برای استهزا کنندگان مردمان , در قیامت دری از بهشت باز می شود که می گویند : پیش بیا , پیش بیا !پس او با غم ها و غصه هابه سوی ان می رود , زمانی که نزدیک می شود بسته می شود . انگاه در دیگر برایش گشوده می شود که باز می گوید: پیش بیا , پیش بیا ! پس وی باغم ها و غصه هابه سوی ان می رود , زمانی که نزدیک می شود بسته می شودو چنین است تا دری برایش باز می شود که می گویند پیش بیا و او نمی اید .


 
comment نظرات ()
 
 
ادعا نمائی
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

ادعاهای بی جا و خلاف واقع , یکی از کارها و کارکردهایی رایج و جاری ملموس در دنیای زبان است .
ادعا امری شایع است که جایگاه اصلی آن قلب است , ولی بروز آن زمانی است که بر زبان جاری شود . ادعا در صورت درست نبودن , مشمول دروغ بوده و ابعادی ناپسند به خود می گیرد در قران سوره الانفال/31 امده اسست :و زمانی که ایات ما بر انها فرو خوانده می شود می گویند به تحقیق شنیدیم و اگر بخواهیم مثل این را می گوئیم , و نیست این گفتارها , مگر اسطورهای پیشینیان . در کلام علی -ع- امده است :هلاک شد هر کس که ادعا نمود و بیچاره گشت هر کس که افترا بست و نیزدر (غررالحکم/729 ) : اگاه باشید , من با دو گروه مقاتله می کنم ; مردی که مدعی نداشته اش  است و دیگر ممانعت کننده از چیزی که بر عهده دارد .


 
comment نظرات ()
 
 
آمین گوئی پس از دعا و نفرین
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

آمین در عبارت عام خود به عنای موافقت قلبی و زبانی با هر چیزی است که در برابر یک شخصی طرح می شود . این موافقت که حالتی زبانی آن تعیین کننده مواضع یک شخص است , در مواردی به جا و درست می باشد و در مواردی نابجا و ناشایست .

 


 
comment نظرات ()
 
 
آرزو و ابراز آن
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

یکی از کاردکردهای زبان ابراز و اضهار تمایل به هر چیزی است که می تواند آرزو محسوب شود : چه آرزوهای عملی و چه آرزوهای غیر عملی .قران مجید سوره نسا/32 در این باره می فرماید :
وزنهار , آنچه را خدا بعضی از شما را بر بعضی دیگر به آن برتری داده آرزو مکنید .برای مردان از آنچه کسب کرده اند , بهره ای و برای زنان نیز از آنچه کسب کرده اند بهره ای است و از فضل خدا در خواست کنید که خدا به هر چیزی بسی دانا بوده است .


 
comment نظرات ()
 
 
آزار اهل ایمان
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

اهل ایمان -در هر ملت و هر مسلک و هر مرامی که باشند .اساسا واجد حرمت و احترام و آزردن انها خصوصا اگر به خاطر ایمان باشد نه تنها خوب نیست بلکه از اوصاف مذموم و ناپسند اخلاقی و غیر انسانی محسوب می شود که بخش عمده ان

, از زبان ناشی می شود . قران مجید سوره الاحزاب/57 د در اینباره می فرماید : کسانی که مردان و زنان اهل ایمان را بدون اینکه کاری کرده باشند می آزارند به درستی که بار بهتان را حمل می کنند و گناهی آشکار .در کلام علی -ع- نیز امده :مسلم کسی است که مسلم های دیگر,از زبان و دست او در امنیت باشند , مگر اینکه حق شان عدم آرامش باشد و آزردن مسلمانان , حلال نیست مگر در مواردی که وجوب دارد .


 
comment نظرات ()
 
 
مقدمه
نویسنده : علیرضا - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
 

زبان مهم ترین وسیله شناخت هر جامعه است , زیرا که پدیده ای است اجتماعی و آشنا با قلب و روح و نیازهای انسان ها .با توجه به اینکه فرهنگ ,مجموعه مظاهر فکری , ذوقی, هنری و آداب و رسوم جامعه است , زبان بهترین حافظ و ارائه کننده این ارزشها (فرهنگ ) نیز می باشد .یعنی اینکه زبان هم جزئی از فرهنگ است و و هم حفظ کننده و عرضه کننده آن . اگر کسی معتقد شود : زبان یگانه عامل صعود و سقوط انسان ها و به تبع آن تمدنهاست , وصراتی که مستقیم و غیر مستقیم است ,بر لبه آن(=زبان )می چرخد , بیراهه نرفته است . چه , صفتی که در باب صراط امده که : باریکتر از موست و تیز تر از شمشیر , در واقعیت و ماهیت زبان به درستی قابل مشهاده است . علمی در قاموس بشری شکل نگرفته و کلماتی بر قطار کلمات پایان ناپذیر دانش انسانی افزوده نشده , مگر اینکه سهم عمده , متعلق به زبان بوده و هست , و چنین است تمامت سخن در باب شعر و ادب و هنر و تاریخ و فلسفه و اخلاق و عرفان و هر فن و رشته دیگری که در جایی از فرهنگ علمی و میراث فکری انسان , جایی برای خود داشته و دارد و همگی وامدار چرخش های ریز و درشت ,ولی همیشه معنادار زبان بوده و هستند . چنین مینماید که زبان , معبر دانش ها و فن هاست و در حقیقت کفه ثابت هر ترازوئی که خوب و بد انسانها از ان صادر می شود . بیجهت نیست که در اکادمی های معتبر و بین المللی جهان معاصر دانش و رشته ارزشمندی به نمام (زبانشناسی ) شکل گرفته و تعدادی از مغزهای مقتدر , استعدادها و پتانسیل های وجودی خود را به صورت کامل وقف زبان کرده اند . 
                                              
اما این جملاتی  از کتاب دنیای  زبان از کریم فیضی است که زبان را از منظر محصولات و کارکردهایش مورد شناسایی و معرفی قرار داده . دنیای زبان کاوشی است در زبان زبانها ., با ذکر کارکردهای ان و بیان مواردی که می تواند منفی تلقی شود . زبان , خداوندگار دنیای الفاظ است و دنیای الفاظ بزرگترین دنیایی که تا امروز برای بشر قابل تصور بوده است . چرا که خود مفهوم (دنیا ) با تمام بزرگی و فراخی خود , تنها یکی از اعضای جهان جاری الفاظ است .در کتابی امده است :
به طور کلی دنیای الفاظ دنیای عجیب و غریبی است . دنیایی است بزرگتر از هر چیز , حتی خدا چون خدا خود جزو این دنیا به شمار می رود و عضوی از ان است , ... و بدینگونه دنیای الفاظ بزرگترین دنیایی است که می توان تصور کرد .دنیایی که خدا در ان تنها یک عضو است و بزرگتر از خدا عضوی دیگر !کدام واقعیت را سراغ دارید که بیرون از دایره الفاظ باشد ؟هر چیزی را که بتوانید تصور کنید از دنیای الفاظ سرچشمه می گیرد و از کودکان دبستان الفاظ به شمار می رود , پس واقعا باید چشم ها را شست و جور دیگر باید دید , لفظ ها را واقعا باید شست و واژها را باید به حقیقت تبدل کرد .  

                                                 
به عنوان یک دلیل یا شاهد کوچک می توانیم به خود کلمه زبان اشاره کنیم که اگر نقطه میانی آن روئین شود ما از دنیای زبان خارج شده و دنیایی دیگر راه می بریم :زنان! و اگر همان نقطه زیرین دو شود , به زبان
منتهی می شویم ,و همین گونه  است داستان تا هر ان جایی که این سلسله را ادامه دهیم و چه عالی می گوید ابوالفیض فیضی :
اگر به حضرت سلطان ,ره سخن داری              مباد خامشیت بهر خویش داری
تو شمع بزم جهانی , ولی چون در نگرم              زیان توست , زبانی که در دهن داری !


                                                  
و در این قسمت کارکردهای منفی و آفت خیز زبان را به صورت الفبایی تنظیم نموده و با تو ضیح اختصاری , موضوعات مورد اشاره خود را روشن نماید :
ا ز خاطرم نمی رود آن پیر نکته دان     کاین جمله واپسین دم او بود بر زبان
اصل وجود ما , دل ما و زبان ماست       ور زین بگذری , رگ و خون است و استخوان .

 


 
comment نظرات ()